-


اثرات دروغگویی,دلایل دروغگویی,دروغگویی در نوجوانان

کودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند و به دفعات به این حربه روی می آورند

آیا کودکان دروغ گویان قابلی نیستند؟ آیا فکر می کنید دروغ گویی کودکان به آسانی قابل شناسایی است؟ کانگ لی، پژوهشگر علوم رشد، فرایندهایی را که هنگام دروغ گویی در ذهن کودکان رخ می دهند، بررسی کرده است. کودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند و به دفعات به این حربه روی می آورند. واقعیت این است که کودکان، دروغ گوهایی ماهر هستند. کانگ لی، در سخنرانی اش، ما را با ساز و کار دروغ گویی در کودکان و روش های شناسایی آن آشنا می کند.

باورهای رایج اشتباه درباره دروغ گویی در کودکان
در همین ابتدا می خواهم سوالی بپرسم. آیا، در دوران کودکی، دروغ گفته اید؟ در صورتی که پاسختان مثبت است، دست هایتان را بالا ببرید. فوق العاده است. شما صادق ترین گروهی هستید که تا به حال دیده ام. در 10 سال اخیر، به بررسی و مطالعه روند یادگیری دروغ گویی در کودکان مشغول بودم و امروز، قصد دارم تعدادی از کشفیاتم را با شما به اشتراک بگذارم.

اما، اول از همه، می خواهم داستان یکی از دوستانم را که مدیر مدرسه ابتدایی است، برایتان بازگو کنم. روزی، آقای مسینا، تماسی تلفنی دریافت می کند. تماس گیرنده به او می گوید که پسرش، جانی، مریض است و نمی تواند آن روز به مدرسه بیاید. مدیر از تماس گیرنده نامش را می پرسد و تماس گیرنده در پاسخ می گوید «من پدرم هستم!»

سه باوری که درباره دروغ گویی کودکان داریم، به صورت خلاصه در این داستان جمع شده اند.براساس باور شماره یک، دروغ گویی کودکان پس از ورود به مدرسه ابتدایی آغاز می شود. نکته دوم بر عدم مهارت کودکان در دروغ گویی و آسان بودن تشخیص دروغ هایشان توسط بزرگ سالان اشاره دارد. برمنبای باور سوم، اگر کودکان از سنین پایین شروع به دروغ گویی کنند در آینده، به صورتی بیمارگونه به دروغ گویی اعتیاد پیدا خواهندکرد و این امر نشان دهنده وجود نقص های شخصیتی در آن هاست. راستش را بخواهید، باید بگویم که هر سه باور فوق اشتباه هستند،

دروغ گویی کودکان؛ نشانه ای از فرایند عادی رشد
طی پژوهشمان، یک بازی حدس زنی را با کودکان اجرا می کنیم. از کودکان می خواهیم تا عددهای روی کارت ها را حدس بزنند. در ادامه، به کودکان می گوییم که اگر برنده بازی شوند، جایزه فوق العاده ای در انتظارشان خواهدبود. در اواسط بازی، به بهانه ای ساختگی از اتاق خارج می شویم. قبل از خارج شدن، متذکر می شویم که نباید به کارت ها دست بزنند. دوربین های مخفی ای در اتاق قرار دارند که همه حرکات این کودکان را ثبت می کنند. از آنجا که میل به برنده شدن در کودکان بسیار قدرتمند است، بیش از 90 درصد از آن ها، به محض خروج ما از اتاق، به کارت ها دست می زنند و اعداد ثبت شده روی آن ها را نگاه می کنند.

مساله مهم زمانی است که به اتاق بر می گردیم و از کودکان می پرسیم آیا در غیابمان به کارت ها دست زده اند و مخفیانه اعداد نوشته شده روی آن ها را دیده اند یا خیر. به نظر شما، کودکان به کارشان اعتراف می کنند و یا دروغ می گویند؟

یافته ها نشان می دهند که 30 درصد از کودکان در این باره دروغ می گویند و 70 درصد به اشتباهشان اقرار می کنند. این آمار برای کودکان سه ساله 50 درصد در مقابل 50 درصد است. اما آمار نشان می دهد که در این مورد، بیش از 80 درصد از کودکان چهارساله به ما دروغ گفته اند؛ پس همان طور که می بینید، دروغ گویی یکی از بخش های عادی فرایند رشد است و برخی از کودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند.

اثرات دروغگویی,دلایل دروغگویی,دروغگویی در نوجوانان


مواد لازم برای پختن دروغ!
چرا تنها برخی از کودکان کم سال تر دروغ می گویند؟ در آشپزی، برای پختن غذایی خوب به مواد اولیه خوب نیاز داریم. دروغ خوب هم به دو ماده اولیه کلیدی نیاز دارد. نخستین ماده اولیه کلیدی توانایی ذهن خوانی است. ذهن خوانی در فرایند دروغ گویی از اهمت فراوانی برخوردار است؛ زیرا دروغ گویی بر این گزاره مبتنی است: «من می دانم که تو چیزی را که من می دانم نمی دانی».

دومین ماده اولیه کلیدی دروغ گویی خودکنترلی است. منظور از خودکنترلی توانایی کنترل گفتار، حالات چهره و زبان بدن است. یافته های ما نشان می دهند کودکانی که از توانایی ذهن خوانی و خودکنترلی بیشتری برخوردار هستند، در سنین پایین تر شروع به دروغ گویی می کنند و دروغ هایشان نیز پیچیده تر است. این دو ماده اولیه از جمله عوامل مهمی هستند که بر عملکرد ما در اجتماع نیز تاثیر مثبت می گذارند.

درواقع، وجود نقص در این دو توانایی نشان دهنده مشکلات جدی در فرایند رشد فرد است؛ پس هر وقت اولین دروغ فرزند دوساله تان را کشف کردید، به جای نگران شدن خوشحال شوید؛ چون این دروغ نشان دهنده رسیدن کودکتان به مرحله ای حیاتی از فرایند رشدش است!

تشخیص دروغ در کودکان
آیا به نظرتان کودکان دروغ گوهای خوبی نیستند و می توانید به راحتی دروغشان را تشخیص بدهید؟ پس بیایید امتحان کنیم. ابتدا، دو ویدئو برایتان پخش می شود. در این دو ویدئو دو کودک به سوال پژوهشگر جواب داده اند. سوال از این قرار است: «آیا پنهانی پشت کارت را نگاه کردی؟» تلاش کنید تا تشخیص بدهید کدام کودک دروغ می گوید و کدام یک پاسخش برمبنای حقیقت است؟

خب، اگر فکر می کنید کودک ویدئوی شماره یک دروغ می گوید، دستتان را بالا ببرید. حالا همین درخواست را درباره کودک ویدئوی شماره دو دارم.

خیلی خب، راستش را بخواهید، حدس اکثرتان اشتباه بود. به نظر می رسد بسیاری از شما توانایی چندانی در تشخیص دروغ گویی کودکان ندارید. ما این آزمایش را با بزرگ سالان مختلفی از دانشجویان رشته حقوق و فارغ التحصیلان مقاطع کارشناسی رشته های مختلف که تجربه چندانی از معاشرت با کودکان نداشتند و مددکاران اجتماعی و پرستاران که با کودکان و رفتارهایشان بیشتر آشنا هستند تکرار کردیم. نتایج آزمایش در همه موارد یکسان و مشابه نتیجه آزمایش فعلی مان در این سالن بود. حتی نتیجه تشخیص، افسران پلیس، قضاوت و از آن مهم تر، والدین هم درست نبود.

دروغگویی در کودکان,دروغگویی کودکان

حالت چهره کودکان هنگام دروغ گفتن معمولا خنثی است


آیا واقعا می توان دروغ گویی کودکان را تشخیص داد؟
چرا تشخیص دروغ گویی کودکان تا این حد دشوار است؟ حالت چهره کودکان هنگام دروغ گفتن معمولا خنثی است. اما پشت این چهره خنثی غلیان احساسات و هیجان در جریان است. احساس ترس، گناه، خجالت و حتی شاید اندکی سرخوشی ناشی از دروغ در پس حالت خنثی چهره کودکان پنهان شده است.

در پنج سال اخیر، تلاش های زیادی کردیم تا راهی برای آشکارسازی این احساسات پیدا کنیم. می دانیم که زیر پوست صورتمان شبکه ای غنی از رگ های خونی وجود دارد. هنگامی که احساسات مختلف را تجربه می کنیم، جریان خونمان دچار تغییراتی ظریف می شود. یک سامانه خودکار مسئول پیاده سازی این تغییرات است. این سامانه خارج از کنترل آگاهانه مان قرار دارد.

با بررسی تغییرات جریان خون در صورت می توانیم احساسات انسان ها را تشخیص دهیم. متاسفانه، این تغییرات چنان ظریف هستند که تشخیص آن ها با چشم غیرمسلح ممکن نیست. برای رفع این مشکل، اقدام به طراحی و تولید فناوری جدیدی در حوزه تصویربرداری با نام «تصویربرداری نوری بین پوستی» کردیم.

این فناوری ارزان، غیرتهاجمی و در دسترس است.
نتایج نشان داد که جریان خون زیر پوست گونه های انسان ها، هنگام دروغ گفتن، کاهش می یابد. در این شرایط، جریان خون زیر پوست بینی افزایش می یابد. نام بامسمای «اثر پینوکیو» را برای این تغییرات انتخاب کردیم.

در حال حاضر، این فناوری در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و به احتمال زیاد کاربردهای زیادی خواهدداشت که در این لحظه به ذهنمان هم خطور نمی کنند. اما من از یک چیز مطمئن هستم. در آینده، دروغ و دروغ گویی هم تغییر خواهدکرد.



ادامه مطلب


:: موضوعات مرتبط :
تاريخ : يکشنبه 11 مهر 1395 | 11:38 | نویسنده : حسین |


روشهای پرورش کودک شاد,چگونه کودک شاد داشته باشیم

شاد بودن بیشتر یک عادت است تا یک نعمت

ایده روانشناسی مثبت این است که افراد می توانند با تغییر رفتار و افکار خود شادتر و خوشحال تر باشند. شاد بودن بیشتر یک عادت است تا یک نعمت که خداوند به مردم می دهد.

در این مقاله سوالاتی مطرح شده که با پرسیدن این سوالات از فرزندان می توانید حالت ذهنی آن ها را به حالت شاد تغییر دهید. شاید شما به صورت طبیعی آدم شاد و راحتی هستید. این به دلیل انتخاب هایی است که در زندگی انجام می دهید و البته ژنتیک هم تاثیر دارد.

ایده روانشناسی مثبت این است که افراد می توانند با تغییر رفتار و افکار خود شادتر و خوشحال تر باشند. شاد بودن بیشتر یک عادت است تا یک نعمت که خداوند به مردم می دهد. اگرچه مقداری از شادی شما به خصوصیات بدنی شما بستگی دارد، اما چیزهای زیادی هستند که می توانند شما را شادتر کنند.

۱۱ سوالی که در این مقاله آمده است روی این نکته تمرکز دارند که چگونه فرزندان شما می توانند خودشان را شادتر کنند. این سوالات در نهایت در ذهن کودک قرار می گیرند و خودشان به دنبال جواب این سوالات می گردند. با این کار شما به آن ها هدیه بزرگی می دهید و این هدیه شادی است.

سوالاتی که به تربیت فرزندان شاد کمک می کنند:

۱- بهترین قسمت امروزت چی بود؟
این سوال خوبی قبل از خواب است. با پرسیدن این سوال فرزند شما قبل از خواب احساس رضایت و شادی می کند. این سوال عادت تمرکز روی بهترین بخش روز را در فرزندان ایجاد می کند و اگر به صورت منظم پرسیده شود به بخشی از طبیعت آن ها تبدیل می شود.

۲- چه چیزهایی هستند که به خاطرشون شکرگزار هستی؟
بهترین موقع پرسیدن این سوال هنگام صرف شام است. همه اعضای خانواده به صورت نوبتی می توانند به خاطر چیزهایی که در آن روز داشتند و اتفاق های خوبی که افتاده شکرگزاری کنند. یک رابطه بسیار قوی بین شادی و سپاسگزار بودن وجود دارد.

۳- خودت چطوری می خوای این مسئله را حل کنی؟
وقتی فرزندتان مشکلی را پیش شما مطرح کند، به نرمی و گرمی این سوال را از او بپرسید. سعی نکنید مشکل او را حل کنید. در طولانی مدت این به ضرر آن ها خواهد بود. به آن ها فرصت دهید خودشان مسائل خودشان را حل کنند و از تلاش برای حل کردن مسائل و حل کردن آن ها حس اعتماد به نفس به دست بیاورند. این هدیه ای ارزشمند است که می توانید به آن ها بدهید. اگه فرزندتان به شما گفت که نمی دانم چطور این مسئله را حل کنم، پاسخ دهید که من هم دقیقاً نمی دانم چه کار باید کرد، بیا با هم مسئله را حل کنیم. آدم های شاد کسانی هستند که مسائل پیش روی خود را حل شدنی می دانند و به توانایی خودشان در حل مسائل اعتماد دارند.

۴- چه احساسی داشتی؟
یکی از اساسی ترین بخش های شاد بودن، توانایی فهمیدن و بیان احساسات است. اگر بتوانید احساسات خود را بیان کنید یعنی می توانید آن ها را درک کرده و از دیگران درخواست پشتیبانی کنید. وقتی فرزندتان مشکلی برایش پیش آمده و از چیزی ناراحت است و پیش شما می آید از او در مورد چیزی که ناراحتش کرده سوال بپرسید و با بی توجهی نگویید که” این که چیزی نیست "یا "بیا این بستنی رو بخور”. صحبت کردن در مورد چیزهایی که فرزندتان را ناراحت کرده او را نسبت به احساساتش آگاه تر می کند و موجب می شود از دانسته هایش در مورد احساسات خود به شکل موثر استفاده کند.

روشهای پرورش کودک شاد,چگونه کودک شاد داشته باشیم


۵- فکر می کنی او چه احساسی دارد؟
شما می توانید در هر موقعیتی با پرسش سوال در مورد احساسات دیگران،شفقت و دلسوزی فرزند خود را پرورش دهید. دلسوزی و همدلی موجب می شود فرزندان شادتر داشته باشید. آنها روابط قوی تری با دیگران و احساس بهتری نسبت به خودشان خواهند داشت و زندگی شان معنادار تر می شود.

۶- چگونه می توانیم به نیمه پر لیوان نگاه کنیم؟
به فرزندان خود یاد بدهید در هر موقعیت مثبت باشند. شاید پرسیدن این سوال از نوجوانان مناسب نباشد اما کودکان از این سوال خوششان می آید. می توانید مثال درست کردن شربت لیمو از لیموترش را برای آن ها بزنید و بگویید مشکلات و ناراحتی ها مثل لیمو ترش می مانند و شما می توانید از آن ها شریت شیرین درست کنید. حالا می توانی برای من یک شریت شیرین درست کنی؟

۷- از کدام قسمت آن می توانیم بیشتر یاد بگیریم؟
در هر موقعیتی، در هر برنامه تلویزیونی، کتاب یا مسافرت چیزی برای یاد گرفتن وجود دارد. افراد شاد، کنجکاو و دائماً در حال یادگیری هستند. می توانید با پرسیدن این سوال آن ها را به فرزندان شاد و کنجکاو تبدیل کنید.

۸- چه برنامه ای برای آخر هفته داری؟
تحقیقات نشان داده که انتظار تجربه های خوب، بیشتر از خود تجربه به ما شادی می دهد. سعی کنید عادت انتظار اتفاق های خوب هر چند کوچک را در فرزندان خود پرورش دهید. کودکی که تمام هفته به خاطر بستنی که قرار است آخر هفته در خانه درست شود هیجان زده است، کودک شادی خواهد شد.

۹- ما چه کار می توانیم کنیم تا کسی را شاد کنیم؟
با فرزند خود به عیادت یک بیمار بروید یا با او در یک کار خیرخواهانه شرکت کنید، این کار باعث می شود او به کارهایی که انجام داده افتخار کند. تحقیقات نشان داده است که بخشیدن باعث ترشح اندروفین در مغز می شود و حال خوبی در فرد ایجاد می کند. فرزندان به این حالت عادت می کنند و می خواهند این حال خوب را دوباره دریابند. سخاوتمندی و بخشش را به زندگی روزمره فرزندان خود اضافه کنید. وقتی با هم بیرون از خانه هستید سعی کنید چیز کوچکی برای دیگران بخرید. برای دیگران نقاشی بکشید. مردم ازخرید برای دیگران بیشتر از خریدن برای خود، خوشحال می شوند و روابط بهتری با دیگران ایجاد می کنند.

۱۰- امروز چه برنامه ای برای بیرون رفتن داری؟
بیرون رفتن و انجام فعالیت های بدنی با فرزندان باعث می شود آن ها بیشتر در فعالیت ها مشارکت کنند. ورزش کردن موجب ترشح اندورفین در مغز می شود که فرد را شاد می کند. بهترین راه آموزش ورزش کردن به فرزندان این است که خودتان ورزش کنید. فرزندانی که پدر و مادر آن ها ورزش می کنند با احتمال بیشتری به فعالیت های بدنی روی می آورند. نور خورشید نیز به تقویت قوای ذهنی و خواب بهتر کمک می کند که تاثیر زیادی در شادی فرد دارند.

۱۱- شادترین لحظاتت چه زمانی هایی هستند؟
اگر توجه فرزندان خود را به تجربه هایی جلب کنید که بیشترین لذت را از آن ها برده اند، به آن ها کمک کرده اید که این توانایی را کسب کنند تا بتوانند موقعیت هایی را که از آن لذت می برند ایجاد کنند. محققان حالتی را در انسان کشف کرده اند که در این حالت فرد کاملاً در لحظه حال است و متوجه گذشت زمان نمی شود. این حالت لذت بخش ترین حالت انسان هاست. به فرزندان خود کمک کنید به این حالت برسند. بعضی کودکان هنگام بازی کردن به این حالت می رسند. بهترین حالت وقتی است که فرزندان شما شغلی را پیدا کرده اند که آن ها را در این حالت قرار می دهد. در این صورت آن ها در واقع هیچ وقت کار نمی کنند و از کار کردن لذت می برند.



ادامه مطلب


:: موضوعات مرتبط :
تاريخ : يکشنبه 11 مهر 1395 | 11:37 | نویسنده : حسین |


روش های تربیت کودک با ادب

اگر از مهارت های تربیتی مثل الگو بودن، آگاهی دادن، تشویق، گفتگو، حمایت به جا، تعیین چارچوب و پایبند بودن به آن استفاده کنید و یاد بگیرید خشم تان را به شکلی سالم تخلیه نمایید به خواسته ها و اهداف تان می رسید .

15 روش ایجاد روحیه ادب و احترام در کودک

1 . در برخورد با فرزندتان و دیگران از لطفا و خیلی ممنون استفاده کنید.

2 . وقتی کسی صحبت می کند ، تفاوتی نمی کند بچه باشد یا بزرگسال ، وسط حرفش نپرید. اگر مجبور شدید حرف او را قطع کنید حتما کلمه ببخشید را به کار ببرید.

3 . در سال سینما ، هنگام پخش فیلم ، صحبت نکنید.

4 . موقع رانندگی به ماشین های مقابل راه بدهید ( وقتی دیگران به همین ترتیب به شما احترام می گذارند، از آنها تشکر کنید ).

5 . موقع عطسه یا سرفه کردن ، جلوی دهان و بینی خود را با دستمال بگیرید.

6 . غذا را با دهان بسته بجوید. با دهان پر صحبت نکنید . اول لقمه را قورت بدهید و بعد حرفتان را بزنید.

7 . تحت هیچ شرایطی روی زمین آشغال نریزید.

8 . وقتی به رستوران می روید پس از صرف غذا میزتان را مرتب کنید.

9 . قبل از وارد شدن به اتاقی که درش بسته است ، در بزنید.

10 . برای دعوت دیگران به نشستن ، از کلمه بفرمایید استفاده کنید.

11. در اتوبوس و مترو صندلی خود را به کسی که ایستادن برایش دشوار است بدهید.

12 . بابت محبت و هدیه ای که دیگران به شما می دهند ، از آنها تشکر کنید . بگذارید شخصی که به شما محبت کرده بداند که بابت لطفش از او ممنون هستید .

13 . آهسته و بدون ایجاد سر و صدا آدامس بجوید و موقعی که خواستید آدامستان را دور بیندازید ، آن را داخل یک تکه دستمال گذاشته و به سطل آشغال بیندازید.

14 . بسیاری از افراد به دود سیگار ، ادکلن ، نوع خاصی از غذا ، سر وصدا ، آلاینده های محیطی ، بوی رنگ ، دود ماشین یا کافئین حساسیت دارند. مراعات حال آنها را بکنید و حتی اگر این چیزها خودتان را اذیت نمیکند.

15. برای فرزندتان الگو باشید . اگر توقع دارید کاری را انجام دهد ، ابتدا خودتان را مقید به انجام آن بکنید تا هم تاثیر حرفتان بیشتر باشد و هم تقاضای تان از او ، منطقی تر به نظر برسد ( پدری که به فرزند خود می گوید دروغ گفتن کار بدی است ولی خودش دروغ می گوید نباید انتظار داشته باشد فرزندش فردی راستگو بار بیاید ) .



ادامه مطلب


:: موضوعات مرتبط :
تاريخ : يکشنبه 11 مهر 1395 | 11:36 | نویسنده : حسین |

امنیت کودکان در اینترنت,قانون های طلایی امنیت کودک

در تحقیقی در طول سال های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ به اندازه ۱۰۰ آموزش امنیت کودکان ترتیب داده شد. در این تحقیق از ۳۰۰۰ کودک مصاحبه ای به عمل آمد و در این مصاحبه از آن ها پرسیده شد که یک جنایتکار چگونه به نظر می رسد و واکنش آن ها نسبت به خطر چه خواهد بود.

و اما نتیجه آمار
از میان ۱۰ کودک (۷ الی ۹ ساله) ۹ نفر شماره موبایل والدینشان را نمی دانستند. اکنون تصور کنید اگر ندانید کودکتان کجاست و او حتی شماره شما را نداشته باشد چه اتفاقی خواهد افتاد.

از میان ۲۰ کودک ۱۹ نفر ممکن است به کهنسالان در بردن وسایلشان به نزدیک ماشین یا منزلشان کمک کنند. تقریبا تمام آن ها انسان های ۴۰ ساله را به عنوان قشر کهنسال می دانند که نیاز به کمک و حمایت دارند.

تقریبا نیمی از بچه های ۱۰ تا ۱۴ ساله مطمئن هستند که می توانند یک جنایتکار را از روی ظاهرش تشخیص دهند. (آن ها لباس سیاه می پوشند، چهره عبوس و چشم های خیره دارند، لبخند حیله گرانه دارند و اغلب به کودکان شیرینی تعارف می کنند، جنایتکاران انسان های کثیف و نامرتب شبیه ولگردها هستند.)

تقریبا نیمی از بچه ها در مواجهه با خطر فرار می کنند در حالی که می توانند خود را مخفی کنند.

تمام کودکان تصور می کنند که می توانند به جوانانی که می شناسند (همسایه یا دوست والدین) اعتماد می کنند.

از میان ۲۰ کودک ۱۹ نفر به کسی که نامش را بداند اعتماد می کنند و با او همه جا می روند. حتی برای فریاد زدن و درخواست کمک نیز به خود تردید راه می دهند.

حواستان باشد: جنایتکار واقعی ظاهر مشکوکی ندارد حتی سعی می کند ظاهری معمولی داشته باشد تا نظر کسی به سمتش جلب نشود. یک مرد مودب و خوش لباس و یا یک زن زیبا هم ممکن است جنایتکار باشد.

وظیفه ما این است که به کودکمان بیاموزیم هیچوقت با جوانان و بزرگترها جایی نروند و یا با آن ها کاری انجام دهند. باید به او یاد بدهیم که در مقابل خطرات چه کارهایی انجام دهند. و از همه مهمتر از او بخواهید کارهایی که دور از چشم شما انجام داده چه چیزهایی بوده است.

محافظت کودک

قانون های طلایی امنیت کودک
کودک را در جهت مثبت راهنمایی کنید نه در جهت منفی و به او اعتماد به نفس دهید. به جای این که به کودک بگویید چه کارهایی را انجام ندهد به او بگویید چه کارهایی را انجام دهد. به عنوان مثال: به جای این که به او یاد بدهید "هیچوقت از غریبه ها چیزی نگیر” بگویید "قول بده هر وقت کسی به تو هدیه یا اسباب بازی داد و یا از تو خواست با او به جایی بروی به من حتما بگویی”. برای کوچکترین چیزها او را تحسین کنید ” اطمینان دارم که می توانی این کار را انجام دهی” هیچوقت این جملات را به کار نبرید: تو نتوانستی یا تو مرا فریب دادی.

به جای ترساندن و دستور دادن به کودک با او یک بازی اختراع کنید. یک مثال از یک موقعیت برای کودک بزنید و به او یاد بدهید که چه کارهایی را در آن موقعیت انجام دهد.

چگونه به تلفن جواب دهیم.

اگر زنگ در زده شد چه کنیم.

چگونه "نه” بگوییم.

به او امن ترین مکان و راه در مسیر مدرسه را یاد بدهید.

به او نشان دهید چگونه هنگامی که یک غریبه قصد داشت با او همراهی کند پا به فرار بگذارند.

از کودک بپرسید چه انسان هایی مشکوک و چه انسان هایی قابل اعتماد به نظر می رسند.

تمام موارد بالا را برای او توضیح دهید و دوباره از او بخواهید که برایتان تکرار کند.

همیشه و در هر فرصتی با او درباره امنیت صحبت کنید. وقتی وارد آسانسور می شوید از امنیت بگویید، وقتی از کنار ساختمانی رد می شوید از امنیت بگویید، وقتی از گاراژ رد می شوید از امنیت بگویید.

امنیت کودکان در اینترنت,قانون های طلایی امنیت کودک

به کودک نشان دهید چگونه هنگامی که یک غریبه قصد داشت با او همراهی کند پا به فرار بگذارند


همیشه مثال بیاورید. قبل از باز کردن در از چشمی در بیرون را نگاه کنید. وقتی بیرون می روید در را قفل کنید حتی اگر برای چند دقیقه باشد.

به او آدرس کامل خانه و شماره تلفن خانه را یاد بدهید. همچنین به او یاد بدهید که مراقب ماشین ها باشد و پلاک و مدل ماشین ها را به خاطر بسپارد. باید به او اسم نزدیک ترین سوپرمارکت و فروشگاه های خانه را یاد بدهید. این آموزش ها و نکته ها نه تنها دقت و توجه کودک را بیشتر می کند بلکه به او یاد می دهد دنیای اطراف را به دقت ارزیابی کند.

از میان دوستان و آشنایان آن هایی که قابل اعتماد هستند را به کودک یادآور شوید. به او بگویید که غریبه ها نباید به او دست بزنند. به عنوان مثال بگویید: هر فردی محدوده شخصی خود را دارد و تنها خانواده و خویشان می توانند به آن محدوده وارد شوند. نزدیک ترین افراد به شما خانواده شماست.

از موضوعات سخت اجتناب نکنید. بیشتر والدین دوست ندارند با کودک درباره آدم دزدی، کلاه برداری و سوء استفاده جنسی صحبت کنند و این کاملا اشتباه است. با صحبت درباره این مسائل به او یاد می دهیم که بیشتر به ما اعتماد کنند.

به کودک استقلال را بیاموزید. به او اجازه دهید که از وسایل نقلیه عمومی استفاده کند و یا این که تنها بیرون باشند. می دانم بسیار سخت که کودک را تنها به دنیای بیرون بفرستید زیرا اتفاقات زیادی ممکن است رخ دهد. اما با آموختن استقلال به کودک مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس را یاد می دهیم.

درباره نقاط ضعف خود بگویید. با فرزندتان دوست باشید و به یاد داشته باشید که دوستان واقعی درباره هر چیزی حرف می زنند. از اینکه نقاط ضعف و اشتباهاتتان را به کودک بگویید ترس نداشته باشید. در واقع ممکن است کودکتان این ها را بداند اما صحبت کردن در مورد آن رابطه شما را محکم تر می کند.

به توافق ها احترام بگذارید. وقتی کودک از پیش اطلاع داده باشد که دیر می آید نباید بخاطر دیر کردنش او را سرزنش کنید. بهتر است قانون تعیین کنید: اگر از قبل اجازه بگیری می توانی آن کار را انجام دهی اما اگر مرا فریب دهی مجازات خواهی شد. و به او توضیح دهید که احترام به توافق ها برای هر دوی شما بهتر است.

پدر و مادر عزیز درست است که ما نمی توانیم کودکمان را از همه چیز محافظت کنیم اما می توانیم ابزاری را به او بدهیم تا بتواند خودش از خودش محافظت کند.



ادامه مطلب


:: موضوعات مرتبط :
تاريخ : يکشنبه 11 مهر 1395 | 11:36 | نویسنده : حسین |